سوال:

سلام

در میان اقوام نزدیک ما 2دختر هستند که بچه ی طلاقند با فاصله سنی 3سال یعنی وقتی دختر کوچکتر 9ماهه و دختر بزرگ 3ساله بوده پدر و مادر از هم جدا می شن دختر بزرگ رو مادربزرگ پدری و دختر کوچک رو عمه اش سرپرستی می کنند دست بر قضا پدر اینها هم 10سال بعد فوت می کنه هر دو از لحاظ زیبایی ونجابت خوب هستند و بسیار وابسته به خانواده پدری طوری که خانواده پدری نیز آنها را خیلی دوسند و اصلاً گویا فرزند خود آنها هستند ولازم بذکر هست که هر دو شاغل و تحصیلکرده هستند سوالی که دارند این هست که در زمانی که خواستگار میاد عمه آنها اصرار دارد که نگویند پدر مادرشان جدا شده و بگویند هر دو فوت کرده اند چون از مادر خود نیز گویا بی خبر هستند اما دخترها اصرار دارند که زمانیکه خواستگار میاد برای اونها حتماً واقعیت امر رو بگن و مطرح کن که پدر و مادر از هم جدا شدند و نگفتن این قضیه را گول زدن طرف می دانند و درست نمی دانند همین باعث شده تا آنجا که من میدونم چند مورد خواستگاری هم که داشتند با شنیدن این مسئله ادامه ندهند و پشیمان شوند درصورتیکه دخترها اعتقاد دارند اگر یک نفر آنها را بخواهد این گونه مسائل نباید برایش مهم باشد!!نظر شما چیست آیا باید مطرح شود قضیه جدایی یا خیر؟؟ اگر مطرح شود به چه صورت مطرح شود؟؟

 

جواب:

سلام

امکان فهمیدن واقعیت بعد ازدواج وجود داره بخاطر اینکه فهمیدن حقیقت با سوال از فامیلها یا اشنایانی که از  حقیقت خبر دارن ممکنه بنا بر این بخاطر این احتمال، دخترها در صورت پوشوندن واقعیت همیشه باید در عذاب و ناراحتی باشن و زندگی براشون عذاب اور می شه، لذا هرچند احتمال عقب نشینی خواستگار هست بهتره حقیقت رو مخفی نکنند و به خواستگارها بگن منتها می تونن اول نگن و بذارن وقتی اونا برای خواستگاری به منزلشون اومدند مساله رو بفهمند تا شاید عقب نشینی نکنند البته در این صورت ممکنه برخورد بدی کنند و با ناراحتی بگن که چرا اول نگفتید

پس اگر می خوان بعدا حرف ناجوری نشنون از اول بگن تا اگه کسی خواست خودش ادامه بده

به نظر من برای اینکه بتونن ازدواج کنن چون شرایط خانوادگی ویژه ای دارن بهتره که از طریق مراکز همسریابی هم اقدام کنند تا زودتر مورد مناسبشون پیدا بشه

موفق باشید