به خواستگارم بگم یا نه

سلام من دختری 24 ساله ام که حدودا 6 ماه با پسرداییم دوست بودم و مخفیانه چون خانواده همون مخالف بودن من همه خانواده به پاک بودن و عاقل بودنم اطمینان داشتن و به قول معروف روسرم قسم میخوردن ولی وقتی با پسرداییم دوست شدم اون میگفت منو دوست داره و میخواد باهام ازدواج کنه و ازم میخواست باهاش رابطه جنسی تلفنی داشته باشم و براش فیلم میفرستادم ولی حتی یک بارم باهاش بیرون نرفتم از اینکاری که کردم خیلی ناراحتم الان دیگه باهم نیستیم و منم توبه کردم ولی میترسم به نظرشما نباید به خواستگارم بگم اینکه نگم اشتباه نیست؟پسرداییمو میدونم که چیزی نمیگه ولی چیکارکنم ازاینکه یه عمر باترس زندگی کنم؟


سلام

جواب سوال شما منفیه لازم نیست این موضوع رو به خواستگارتون بگید:

اول اینکه به احتمال زیاد گفتن این موضوع خواستگارانتون رو از از دواج با شما منصرف میکنه و چون امکان داره قضاوت درستی از شما نکنن  ،

دوم اینکه در صورت ازدواج نسبت به ارتباطات شما حساس میشن وممکنه محدویتهای برای شما اعمال کنه که مورد پسند شما نباشه به بیان دیگه به جای صداقت واطمینان سوظن در روابط شما حاکم بشه

سوم اینکه بعضی مسایل جزء حیطه خصوصی آدم هاست همه مرتکب خطاهای شده اند که توبه کرده اند در این زمینه  آیا پسرها از خطا های خودشون پرده بر می دارن ؟ اونها که صد بار بیشتر در معرض گناهان جنسی هستن.

در این زمینه مطالب لینک زیر رو هم ببینید

http://moshaver41.ir/post/category/27

در خصوص ترستون باید خدمتتون عرض کنم یکی ازراهکارها اینه که  در طول زندگی  با خانواده پسر داییتون رفت و آمد نداشته باشید یا اگر مجبور بودید در حد ضرورت باشه

راهکار دیگری هم وجود داره واون این که  با پسر داییتون صحبت کنیدوازششون بخواهید مسایل ما بین رو فراموش کنن واگه لازم بود از ابزاری مثل قسم به خدا وقرآن یا تهدید به در میان گذاشتن این موضوع با همسر آیندش ، استفاده کنید در ضمن این نکته رو هم توجه داشته باشید اگر صحبت شما با پسر داییتون باعث حساس شُدنش میشه مثل اینکه تا بحال این موضوع رو اهمیت نمی داده اما بعد از گفتن شما توجه خاصی بهش پیدا میکنه از این کار اجتناب کنید واجازه بدید این موضوع مثل یه خاطره ای که گذشت زمان باعث بی اهمیت شدنش میشه از ذهنش پاک یا تبدیل به موضوع بی اهمیت بشه .موفق باشید