مرحوم شیخ انصاری، فرمایش جامع المقاصد، در مورد ضابطه حرمت غیبت را چنین نقل می کند « ضابطه حرام بودن غیبت این است که هدف و غرض انسان از غیبت کردن آبرو ریزی مومن و فکاهی او و یا هدف از ذکر عیب مومن خندانیدن دیگران باشد وگرنه اگر هدف درست و با مصلحتی باشدغیبت محسوب نمی شود و حرام نیست مثل کسی که به نصیخت مشورت خواه بپردازد » آنگاه می گوید : همانا نصیحت کسی که با ما مشورت کرده واجب است و فساد و خیانت – نگفتن حقیقت – برای مستشیر در بعضی مواقع از مفسده غیبت بیشتر است.


 


تا آنجا مساله « ازدواج » مهم است که شیخ انصاری می فرماید : حتی اگر با شما مشورت هم نکنند و شما از زن – یا مرد – عیبی می دانید – که سرنوشت ساز است – اشکالی در گفتن آن عیوب نیست چرا که غیبت کردن بهتر از این است که از نصیحت کردن مومنی – که به واسطه این آگاهی یافتن از بدبختی و بیچارگی نجات پیدا می کند – خودداری کنی. و روایات زیادی، در وجوب « نصیحت » ظهور دارند(1)


 


و اگر عیوب از قبیل فسق و فساد باشد مثل « عیاشی، شراب خواری، هروئینی، بی دینی، الواطی، قاچاقچی گری، و ... ». در این صورت نه تنها یادآوری این نکات به آنها حرام نیست بلکه به اتفاق علما، رسوا نمودن این قبیل اشخاص واجب است و در روایت نبوی چنین نقل شده است که حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: آیا مراعات آبروی فاجر می کنید تا – مبادا – مردم بشناسند؟ از فسق و فجوری که دارد بگویید تا مردم از او – از کارش – دوری کنند.(2)


 


در این روایت پیامبر بزرگ اسلام که معصوم است و حتی ترک اولی نیز از او دیده نشده به ذکر عیب خواستگار مبادرت می کند و آنچه که از او می داند در اختیارر مشورت کننده می گذارد. اگر یادآوری این عیوب غیبت به حساب می آمد، قطعا آن حضرت از گفتن عیوب دیگری اجتناب می فرمودند. اما اینجا سرنوشت انسان در میان است، از این رو بی پرده، اطلاعات خود را در مورد خواستگار، در اختیار فاطمه بنت قیس قرار می دهد تا آن زن با آگاهی کامل، یکی از خواستگاران را انتخاب نماید.


 


مکاسب شیخ انصاری، ص 44 و 45.


 


کشف الربیه، ص35 : قال النبی(ص): أترعوون عن ذکر الفاجر حتی یعرفه الناس أذکروه بما فیه فیحذره الناس.


 


بحارالانوار،ج75،ص232، روایت1، باب66: لفاطمه بنت قیس حین شاروته و خطابها اما معاویه فرجل صعلوک لا مال له و اما ابو جهم یضع العصا عن عاتقه.