مثنوی هفتاد من کاغذ خرید جهیزیه از آن حکایت هایی است که تمام شدنی نیست. داستان با خواستگار به توافق رسیدن و تهیه پول برای خرید لوازم خانگی ( جهاز ) داستانی است که همه آنانی که ازدواج کرده اند یا روزی ازدواج خواهند کرد با آن آشنایند. کار از آنجا شروع می شود که دختری با هزاران آرزو با پشتوانه مالی پدر راهی بازاری می شود که آنقدر رنگین و فریبنده است که هر بیننده ای را به ولع می اندازد. شاید کمتر جوانی وجود داشته باشد که در چنین شرایطی پا بر خواسته اش بگذارد و با قناعت پیشه کردن به فکر درست هزینه کردن پول های پدر باشد، چرا که جذبه کالاهای لوکس همیشه بیشتر از ندای درون است.
به گمان بعضی افراد داشتن جهیزیه ای کامل آنقدر به افراد شان و منزلت می دهد که ارزش آن را دارد که برای به دست آوردنش خود را به زحمت بیندازند ، البته این آدم ها بیراه هم نمی گویند ، چرا که سال هاست عقل آدم ها به چشمشان است.

البته اگر خانواده دختر اوضاع مالی خوبی داشته باشد می تواند در برابر خواسته های فرزند انعطاف نشان داده و آرزوهای او را برآورده کند ، اما مشکل آن زمانی است که دختر از مواضعش پایین نیامده و قلک خانواده هم خالی باشد. اگر کمی با دقت به اطراف خود نگاه کنید بی گمان چند مورد از این آدم هایی را که به خاطر کم یا یکدست نبودن جهیزیه بنای ناسازگاری گذاشته اند را خواهید دید، به گمان این افراد داشتن جهیزیه ای کامل آنقدر به افراد شان و منزلت می دهد که ارزش آن را دارد که برای به دست آوردنش خود را به زحمت بیندازند ، البته این آدم ها بیراه هم نمی گویند ، چرا که سال هاست عقل آدم ها به چشمشان است. اما این روزها اوضاع کمی بدتر شده است و تجمل گرایی در پوست و گوشت بیشتر افراد نفوذ کرده است و همه آدم ها از هر طبقه اجتماعی را درگیر کرده است. البته اگر ثروتمندان جامعه در این ماراتن بیفتند نه عجیب است نه غیرممکن. ولی آن وقتی که متوسط های جامعه دست به تقلید می زنند و روزگار را بر خود تنگ می کنند مشکلات شروع می شود.
جهاز

چند ترفند رایج

در این میان هستند کسانی که با ترفندهایی ویژه و به رخ کشیدن آداب و رسومی که پیش از این به آن پایبند نبودند، مشکل خود را حل می کنند. یکی از این راه ها انداختن بخشی از بار خرید جهیزیه بر دوش داماد است؛ همان اتفاق ناخوشایندی که به رسمی متداول تبدیل شده است. البته در بعضی از خانواده ها تامین بخشی از جهیزیه در حالی به عهده داماد گذاشته می شود که او پیش از این مبلغ شیربها را نیز پرداخته است. در این قبیل خانواده ها رسم بر این است که داماد دست کم سرویس چوبی خانه را تهیه کند. این در حالی است که در برخی دیگر از خانواده ها تهیه این کالاها که گران قیمت ترین بخش جهیزیه است، تنها بخشی از فهرست خرید خانواده عروس را شامل می شود.

در این میان عده ای نیز هستند که دست به کار عجیب تری می زنند. آنها پس از جلب اعتماد و محبت پسر فهرستی از کالاهای مورد نیاز خود به همراه نام برندهای تجاری موردنظر را به دست پسر می دهند تا او هر چه سریع تر نسبت به تهیه آن اقلام اقدام کند. جالب اینجاست که این دسته از افراد مارک هایی را در فهرست موردنظر خویش درج می کنند که هرگز خود قادر به خرید آنها نبوده اند. در مقابل عده ای نیز هستند که با هماهنگی با داماد خرید برخی لوازم موردنظر را به عهده داماد می گذارند به شرطی که او در مقابل خانواده اش هرگز به این کار اقرار نکند.

دست بالای دست...

اما در این بازی نابخردانه گاه پسرها نیز شگردهایی را به کار می بندند. نمونه آن که عده ای تلاش می کنند تا خواسته های خانواده عروس را با کمترین هزینه تهیه کنند. برای همین سری به بازار دست دوم فروش ها می زنند و تمیزترین سرویس چوب را از آنجا تهیه می کنند.البته این به شرطی شدنی است که عروس خانم اصراری بر همراه شدن شوهرش در خرید نداشته باشد، چرا که بی شک پس از برملا شدن موضوع هیچ دختری راضی به استفاده از وسایلی کار کرده نمی شود.

در این میان پسرهایی نیز هستند که قادرند همسر آینده خود را متقاعد به کوتاه آمدن از فهرست یاد شده کنند، به طوری که عروس خانم به مارک هایی به غیر از برندهای مورد نظر راضی شود.
واقعیت این است کسانی می توانند خوشبخت زندگی کنند که تمام حواشی را کنار زده و با تمام وجود به متن آن توجه کنند.
جهاز

چند اشتباه رایج

ولی در روند ازدواج مسائل بحرانی بیش از این حرف هاست. بی شک همه ما در اطراف خود آدم هایی را سراغ داریم که به خاطر جا نماندن از قافله چشم و همچشمی حاضرند زیر بار وام و قرض کمر خم کنند ، اما به قول خودشان سربلند باشند ، کم نیستند پدر و مادرهایی که به اصرار فرزند یا به خواست خود زیر فشار چند میلیون بدهی می روند تا دختر را با کوله باری آبرومند راهی خانه بخت کنند در حالی که غافلند خوشبختی نه از جنس اسراف است و نه از جنس چشم و همچشمی.

در این بین کسانی نیز هستند که رابطه ای بی ثمر میان چیزهایی چون زیبایی دختر یا تحصیلاتش با میزان جهیزیه برقرار می کنند، عده ای دیگر هم معتقدند میان میزان مهریه و جهیزیه ای که عروس به خانه داماد می آورد رابطه ای منطقی وجود دارد. اما این باورها در حالی به مرور زمان در باورهای ایرانیان رسوخ کرده که در گذشته جهیزیه در حد فراهم کردن ضروری ترین وسایل زندگی و به عنوان هدیه ای از سوی خانواده عروس بوده است.



بهترین کار در زندگی مشترک تلاش برای خوب زیستن است چرا که حتی آنانی که در مسیر چشم و همچشمی و مسابقه با دیگران نیز افتاده اند به دنبال خوشبختی می گردند ... واقعیت این است کسانی می توانند خوشبخت زندگی کنند که تمام حواشی را کنار زده و با تمام وجود به متن آن توجه کنند. باید دانست که تلاش برای ریخت و پاش و خرج کردن های بی مورد تنها سبب بروز تنگنا در زندگی می شود، در حالی که حفظ سنت های اشتباه در زندگی نیز تنها ایجاد کدورت خواهد کرد.در این بین تاخیر ازدواج در جوانان به خاطر نداشتن جهیزیه یا دیگر مسائل مالی اتفاق خواهد افتاد که به ضرر جامعه و نظام خانواده است.هر کس از خودش شروع کند وارزش هایش را در چیزهایی قرار دهد که صحیح است وبه این ارزش ها افتخار کند.